کامران - مگه چیه ؟
- چی چیه ؟ تو هنوز نیومده شروع کردی ؟
کامران - بمیری، تو جلو پیشرفت منو می گیری اصلا". ادم هایی مثل تو جوونا رو بدبخت می کنن.
رسیدیم دم خونه .
کامران - تا این خراب شده ات چقدر راه مونده ؟
جلو خونه ترمز کردم .
- پیاده شو
کامران - چرا ؟
- پیاده شو، تو آدم نمی شی
کامران - بابا شوخی کردم، اصلا" دلت میاد ؟
- گفتم پیاده شو .
کامران - چراااا ؟
- بابا رسیدیم، کشتی ما رو
کامران وارد خونه شد - به به ، خوب من می رم حاضر شم
- کجا ؟؟
کامران - اومدی و نسازیا
- بابا کجا آخه ؟
کامران - بریم بیرون . منو با دوستات آشنا کن، دوستات نه ها ! اون دوستات
- مرگ . تو واقعا" بعد این همه راه حوصله اش رو داری ؟؟؟ خسته نیستی ؟
کامران - بابا خسته ام اساسی، اینطوری خستگیم در می ره !